تبليغاتX
شکوفـــه زیتــون

کد دعای فرج برای وبلاگ



بهمن  چو بهمن بر سرت آوار گشتیم

همیشه آماده ایثار گشتیم

قطعا بدان اسفند هم سوزی چو اسفند
 
وقتی که از صندوق آرا بازگشتیم


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/26  14:41  توسط مديــر  | 

محمدنوری‌زاد» پدیده‌ی ناشناخته‌ای نیست! تاریخ، امثال او را زیاد به خود دیده است و من سال‌هاست او را می‌شناسم. مخصوصاً از شش ماهه‌ی آخر حیات سیّد مرتضی! روزهایی که آقا مرتضی شدید و از همه طرف زیر هجمه و شانتاژ و باران تهمت و فحاشیِ مصادر قدرت قرار داشت و حتی یک لبخند یا سلام علیک مختصر می‌توانست به او روحیه بدهد، نوری‌زاد به واسطه‌ی نان خوردن در محضر اولیاء وقت جام جم، حق سفره را تمام و کمال به جا می‌آورد و از سایه‌ی آقا مرتضی هم فراری بود، همین حضرت، بلافاصله بعد از شهادت آقا مرتضی در حیاط مسجد ارک، جلوی چشم صدها نفر، طفلک “سعیدقاسمی” را با میکروفن جام جم جلوی دوربین سیّار تلویزیون به باد سین جیم بسته بود و با ادعاهای درخور دایه‌های مهربان تر از مادر و با چشمانی خیس از اشکِ مصلحتی، به سبک آن تمساحِ معروف، از حاج سعید می‌پرسید: «چطور دلت آمد مرتضای ما را ببری توی آن میدان مین؟!» حاج سعید می‌گفت: «این یارو دیگه کیه؟! انگار اون میدون مین رو ما از قصد برای آقا مرتضی چیده بودیم و خودمون سید رو هُل دادیم روی مینِ والمر!»


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27  15:40  توسط مديــر  | 


+ نوشته شده در  جمعه 1390/09/04  22:54  توسط مديــر  | 

راست گفت خداي متعال آن هنگام كه فرمود : "ثم كان عاقبه الذين أساءوا السوأي أن كذّبوا بآيات الله و كانوا بها يستهزئون"

اي يزيد ! آيا پنداشته اي كه چون بر ما سخت گرفتي و فضاي آسمان و زمين را بر ما تنگ كردي و با ما همانند اسيران رفتار كردي ،‌ما نزد خداوند زبون و خواريم و تو در پيشگاه خدا گرامي و عزيز هستي . درنگ كن .

مگر فراموش كرده اي گفته ي خداوند بزرگ را كه فرمود : "ولا تحسبن الذين كفروا انمّا نملي لهم خيرٌ لأنفسهم ، ‌انما نملي لهم ليزدادو و اثماً و لهم عذاب مهينٌ "

پس به خداي سوگند تو كاري جز آماده ساختن جنازه ات براي آتش انجام نداده اي ، در روز جزا ، تو را به پيشگاه رسول الله مي برند تا جزاي خونهايي كه از فرزندان پيامبر جاري كردي و حرمت آنان را پاس نداشتي ،‌ببيني .

تو را همين بسنده كه خداوند داور و محمد دادخواه است و جبرئيل پشتيبان اوست و آنان كه تو را ترغيب كردند و تو را توان دادند تا دستهايت را به خون مسلمانان آغشته سازي به كيفر خواهند رسيد و ستمگران اه به بد جايگاهي است .

يزيد ! اگر چه سختي ها و مصيبتها مرا واداشت تا با تو سخن گويم اما من تو را ناچيز مي دانم . حيله هايت را به كار بند و تلاشهايت را انجام ده كه به خدا سوگند ، خاطره ي ما نتواني از خاطره ها پاك و نمي تواني نداي آسماني ما را خاموش سازي .

اين پستيها هيچ گاه از تو دور نمي شود .

اي يزيد ، جز چند صباحي بيشتر نخواهي بود و دستگاه تو نيز به نيستي مبدّل خواهد شد . روزي كه منادي ندا در دهد : نفرين خداوند بر ستم پيشگان باد .

يزيد ، در مقابل منطق سرخ زينب ،‌ مثل مگس كوچك و ناچيز شده بود و شايد براي نخستين بار بود كه باور كرد ، حسين هنوز زنده است و هنوز در كربلا مي جنگد و نزديك است كه به دروازه هاي دمشق برسد .

يزيد ،‌ در دلش ابن زياد را نفرين كرد ، كه چرا همه را نكشت .

همينك اين زينب است كه قلب حسين در سينه اش مي تپد و فصاحت علي و شكوهمندي محمد را به همراه دارد .

و اينك شام در جستجوي مردي است به نام حسين و زني به نام زينب .


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/11/05  23:46  توسط مديــر  | 

امام رضا علیه السلام پایه ی دین و چشمه ی زلال معرفت بود. بعد از شهادت پدر بزرگوارش، امامت را به عهده گرفت و در جهت بارور ساختن فرهنگ غنی اسلام کوشید. شخصیت وی از دو جهت شخصی و اجتماعی قابل بررسی می نماید.

 

1- عصمت

شیعیان امامان را معصوم و از هر نوع خطا و اشتباه پیراسته می شمارند. بر این اساس، امام رضا علیه السلام معصوم است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رویایی صادق به امام کاظم علیه السلام فرمود: او [امام] کسی است که با نور خدا می بیند، با فهم خود می شنود و بر اساس حکمت خود سخن می گوید. اشتباه نمی کند و در راه دانش گام بر می دارد نه نادانی.

آن گاه دست امام رضا علیه السلام را گرفت و فرمود: او همین است.

امام کاظم علیه السلام بعد از نقل این خواب به یزید بن سلیط فرمود: امسال مرا دستگیر می کنند و امامت با فرزندم علی علیه السلام است که همنام علی بن ابی طالب و علی بن حسین به شمار می آید. خداوند به او فهم، خویشتن داری، یاری دین و محنت علی اول و بردباری در برابر ناگواری ها و استقامت علی دوم بخشیده است


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26  18:46  توسط مديــر  | 

و معصومه معصومه است. فاطمه، كریمه اهل بیت، كوثر كویر و قبله همه دل هاى شیفته ولایت، آشناى دور و نزدیک و بزرگ و كوچك. دختر هفتمین و خواهر هشتمین خورشید ولایت، زیارتش بهانه نمى خواهد كه حرمش خانه محبان است و حریمش كعبه عاشقان. و عشق عشق است مسلمانى و زندیقى نیست.

آنان كه هر روز جرعه جرعه «اكسیر ولایت» را از جام مشبک هاى ضریحش مى نوشند دورى او را نمى توانند تحمل كنند در جوارش سكنا مى گزینند تا جان هاى عطشناک و كویرى خود را از محبت او سیراب كنند. خدا كند قدر این بانو را بدانیم.


+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/17  18:54  توسط مديــر  | 

برای مولایم نوکر خوبی نبودم، می توانستم خیلی بهتر از اینها باشم اما خواهشهای نفسانی نگذاشت، اگر واقعا امام زمان را دوست می داشتم او را می دیدم مثل تمام کسانیکه در گوشه و کنار جهان ملاقاتش می کنند و مشکلشان را مستقیما در میان می گذارند.

...ولی من برای مولایم هیچ کاری نکردم، اما او به من از دور یاد داد که چگونه بدون چشم داشتی به دیگران کمک کنم. آری، هر وقت برایم مشکلی پیش می آید و کسی نمی تواند حل کند و درها به رویم بسته می شود تنها مولایم است که مشکلهایم را حل می کند.

اما برای مولایم چه می کنم.

اگر نیمه شب زودتر بیدار شوم قبل از خواندن نماز شب، نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را می خوانم؛ بعد از آن در نماز شبم اولین کسی را که دعا می کنم مولایم است و بعد از نماز به درگاه حق دعا می کنم که خداوندا امروز هم مثل همیشه امام زمان را واسطه قرار می دهم که دستم را بگیری تا به بیراهه نروم و پا روی لذتهای دنیوی بگذارم تا در پیشگاه امامم شرمنده نشوم.

و بعد از نماز واجب و مستحب دعای فرج می خوانم، همیشه یکی از دعاهای قنوتم متعلق به آقاست. اگر روزی دلم از دنیا گرفت بهانه اش مولاست.

بعد از نماز صبح و در وقت خواب برای سلامتی آقا صلوات می فرستم، بعد از نماز صبح دعای عهد می خوانم و در مراسم صبحگاهی همراه با یاوران مهدی دعای عهد را زمزمه می کنم.

قبل از نماز مغرب که دلم می گیرد زیارت آل یاسین (زیارت صاحب الامر) را می خوانم. اگر صدقه ای بدهم برای سلامتی مولایم است. اگر خدا خواست و کار خیری انجام دادم مثلا اگر آیه ای از قرآن خواندم ثوابش را به امام زمان علیه السلام و پدر و مادر بزرگوارشان هدیه می کنم.

اما همه اینها یک طرف، جمعه و ندبه چیز دیگری است.

من هر جمعه منتظر آمدن مولایم هستم. مثل کسی که سالهاست منتظر آمدن کسی است. کسی که بیشتر از هر کسی دوستش دارد، حرفهایش را می شنود، مشکلهایش را حل می کند و واسطه بخشش گناهانش است. ندبه برای من خیلی قشنگ است چون همه در جمع ندبه می کنیم. ندبه روز جمعه خواندن یعنی دیدن مهدی پشت در، اما حجابها نمی گذارد، یعنی بین ما و مولا اندک فاصله ای است، من فقط عشقم در دنیا ندبه خواندن است و هر وقت ندبه می خوانم احساس، که نه، مطمئنم که مولایم کنارم نشسته.

و ای کاش هر روز روزنامه ای درمورد معرفی امام زمان علیه السلام منتشر شود. فرزندان را از کوچکی با امام زمان علیه السلام آشنا کنند.

ای زاده یاسین و طه، ای فرزند صراط المستقیم، ای تسلی بخش زهرای اطهر، ای پور عسگری، بر ما چه گران است که چهره دلربایت را ببینیم و تو را نشناسیم


+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/03  15:19  توسط مديــر  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/03  22:15  توسط مديــر  | 

رُوِیَ عَن عَلیٍّ علیهالسلام قَال:

اِنْ كُنْتَ حَریصاً عَلی طَلَبِ الْمَضْموُنِ لَكَ فَكُنْ حَریصاً عَلی اَداءِ الْمَفْروُضِ عَلَیْكَ

ترجمه:

اگر در طلب آنچه برای تو ضمانت شده است حریص هستی، پس حریص باش بر ادای آنچه بر تو واجب شده است.

شرح حدیث:

روایت از امیرالمؤمنین «صلوات الله علیه» منقول است كه حضرت فرمودند: كوشش تو نسبت به طلبكاری هایت و بدهكاری هایت مساوی باشد. این یک جمله کوتاه را گفتم و توضیح میدهم. فرض کنید شما هم از كسی طلب دارید و هم به فرد دیگری بدهكارید. چه مقدار در فكرت هست؟ تلاش میكنی و میروی دنبالش و به او مراجعه می­كنی؟ میگویی آقا! طلب ما را بده! به همان مقدار هم نسبت به بدهكاریهایت تلاش کن. برو دنبال بدهكارت، بدهیاش را به او بده. یا به او زنگ بزن: فلانی! بیا این بدهكاری را كه من به تو دارم بگیر. خیلی سطحش را آوردم پائین. لااقل بطور مساوی باشد.

آدم با انصاف كه هم طلب دارد و هم بدهی دارد، در كوشش كردن نسبت به بدست آوردن طلب، چقدر كوشش میكند؟ به همان مقدار هم كوشش كند در ادا كردن بدهیاش. چقدر تلاش میكنی راجع به بدست آوردن طلبت؟ به همان مقدار هم تلاش كن برای ادا كردن بدهیات.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/18  7:55  توسط مديــر  | 

تحریف جالب تاریخ در تلویزیون دولتی انگلیس؛


بی‌بی‌سی: شاه کاملا ضدآمریکایی بود!

محمدرضا شاه

شبکه دولتی انگلیس در عمل به یکی از اهداف اصلی تاسیس خود، مجدداً به تحریف تاریخ پرداخت.

روزنامه کیهان در این زمینه نوشت: این شبکه از قول هوشنگ نهاوندی (مشاور فراماسونر محمدرضا پهلوی، رئیس دفتر فرح و رئیس دانشگاه تهران) مدعی شد رژیم پهلوی به دنبال دانشگاه ایرانی و استقلال از آمریکا بود!

هوشنگ نهاوندی که سابقه عضویت در کابینه حسنعلی منصور و ریاست دانشگاه های تهران و شیراز (پهلوی سابق) را در پرونده خود دارد، در گفت وگو با بی بی سی ادعا کرد: شاه به من می گفت در دانشگاه، در آمریکایی بازی افراط می کنند شما باید به این آمریکا بازی خاتمه بدهی، من یک دانشگاه ایرانی می خواهم. بعد از قرارداد بین دانشگاه پهلوی و دانشگاه کندی آمریکا به ریاست اسدالله علم، دانشگاه کندی یک قیمومیتی پیدا کرده بود. حتی سفیر وقت آمریکا -که مرد خوبی بود و با من هم آشنا بود- وقتی من به ریاست این دانشگاه منصوب شدم با تعجب به شاه گفت که یک فرد تحصیل کرده فرانسه و آمریکا نرفته رئیس این دانشگاه ایرانی- آمریکایی شده است. شاه در جواب ایشان گفت هیچ نگرانی نداشته باشید ایشان دستورات من را اجرا می کنند که البته جواب دوپهلویی بود!

هوشنگ نهاوندی (مشاور فراماسونر محمدرضا پهلوی، رئیس دفتر فرح و رئیس دانشگاه تهران) مدعی شد رژیم پهلوی به دنبال دانشگاه ایرانی و استقلال از آمریکا بود!

این مهره مورد اعتماد آمریکا افزود: شاه همیشه از استقلال و آزادی دانشگاه حتی در برابر مداخلات سازمان های امنیتی حمایت می کرد.

نهاوندی در پایان این گفت وگو اظهار داشت: شاه در 3 دیداری که با او در قاهره، مکزیک و آخرین بار در بستر مرگ کردم، از خاطراتش با غم و تأثر از مداخلات سیاست های غربی در ایران یاد می کرد.

این تحریف تاریخ و گشاده دستی بی بی سی (اعلام کننده اسم رمز کودتا در شب 28 مرداد) و مشاور فراماسون محمدرضا پهلوی در حالی است که اتفاقاً دیکتاتور پهلوی جشن کودتای خیانت آمیز 28مرداد 1332 (با کمک اینتلیجنس سرویس انگلیس و سازمان سیای آمریکا) را کمتر از 4 ماه بعد با سرکوب دانشجویان معترض به آمریکا و قربانی کردن سه تن از آنان پیش پای نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا برپا کرد و نشان داد که بر سر استقلال کشور و دانشگاه کاملاً مصمم است!! در برنامه ریزی نظام دانشگاهی کشور نیز آنچه اصل بود روحیه آمریکازدگی مطلق و پرهیز دادن دانشجویان از سیاست و هوشیاری نسبت به واقعیت های حضور استعمار و استبداد وابسته در کشور بود.

منبع:شبکه ایران


+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/16  7:14  توسط مديــر  | 

شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى‌آمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارك شده است .

 

براى شب نیمه شعبان چند عمل وارد شده است:

1- غسل، كه باعث تخفیف گناهان مى‌شود.

2- احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است كه هر كس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى كه دل‌ها بمیرند.

3- زیارت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04  22:23  توسط مديــر  | 
 
امام زمان

                               مشتاق توام اگر چه غرق گنهم               زان دیده مهربان گدای نگهم

                              در ساعت یازده ، شب پانزدهم                  فکر فرج ماه شب چاردَهَم

 

 

آیت الله وحید خراسانی:

رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانید

با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت (علیهم‌السلام) در مورد تأثیر دعای همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلت‌ترین شب سال پس از شب قدر است، به گزارش «شیعه نیوز» آیت الله وحید خراسانی در سخنانی فرمودند:

سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز (شب نیمه شعبان) پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.

همچنین مناسب است تا در تمامی مکان‌های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل می‌گردد این قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.

 

صدای آیة الله وحید خراسانی را از اینجا بشنوید  


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04  22:21  توسط مديــر  | 

گل و پروانه

همه ما روزانه بارها و بارها شاهد گفت‌و‌گوهایی هستیم كه در ذهنمان صورت می‌گیرد و مخاطب آن خودمان هستیم.

 آیا تا به‌حال به این مكالمات درونی توجه كرده‌اید؟ می‌دانید چرا این گفت‌و‌گوهای ذهنی وجود دارد؟ آیا این گفت‌و‌گوها، بر زندگی‌مان تأثیرگذار است؟ برای پاسخ به این سؤالات جالب و اطلاعات بیشتر در مورد گفت‌و‌گوهای ذهنی، می‌توانید این نوشتار را مطالعه كنید.

گفت‌وگوی ذهنی می‌تواند مكالمه‌ای درونی باشد كه هر روز صبح كه از خواب بلند می‌شویم در ذهنمان تكرار می‌شود. این گفت‌وگوی ذهنی صدایی است كه تشویق یا تنبیه‌مان می‌كند و برگرفته از اطلاعاتی است كه در ضمیر ناخودآگاه و نیمه‌خود‌آگاه ما وجود دارد. به زبانی دیگر، گفت‌وگوی ذهنی، صحبت‌هایی است كه شما در طول روز با خودتان دارید. این مكالمه‌های درونی می‌تواند حالتی مثبت یا منفی داشته باشد. مثلاً شما با خود می‌گویید: «من می‌توانم یا نمی‌توانم فلان كار را انجام دهم».

به‌عنوان یك قانون كلی، هر نوع مكالمه درونی كه رفتار شما را محدود كرده و منزلت شما را پایین آورد، گفت‌وگوی ذهنی منفی به حساب می‌آید، درحالی كه مكالمه درونی مثبت باعث می‌شود احساس خوبی داشته و سرشار از انگیزه شوید.  خیلی اوقات افراد از مثبت یا منفی بودن محتوای آنها اطلاع ندارند و تنها احساس ناشی از ان را به همراه دارند

مكالمه درونی معمولاً از عبارات و صحبت‌هایی كه طی دوران كودكی از زبان كسانی كه از دیدگاه كودكانه، افرادی مقتدر به شمار می‌آیند- به‌طور مثال از پدر و مادرتان- شنیده‌اید، نشأت گیرد.

«من آدم احمقی هستم»، این جمله یا جمله‌ای مشابه با همین تأثیر، یكی از معمول‌ترین عباراتی است كه در گفت‌وگوی ذهنی به كار می‌رود.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/02  21:28  توسط مديــر  | 

فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت : حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما. ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

اعمال این ماه شریف بر دو قِسم است: اعمال مشتركه و اعمال مختصه .


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/02  21:27  توسط مديــر  | 

ما یك عده بودیم كه عازم جبهه شدیم. اول جنگ بود و همه جا به هم ریخته بود. نه سازماندهی درستی داشتیم و نه سلاح و توپ و خمپاره و... رسیدیم به اهواز. رفتیم پیش برادران ارتشی و از آنها خواستیم تا از وجود نازنین ما هم استفاده كنند! فرمانده ارتشی پرسید: خُب، حالا در چه رسته‏ای آموزش دیده‏اید؟

همه به هم و بعد با تعجب به او نگاه كردیم. هیچ كس نمی‏دانست رسته چیست؟! فرمانده كه فهمید ما از دَم، صفر كیلومتر و آكبند تشریف داریم، گفت: آموزش سلاح و تیراندازی دیدید؟ با خوشحالی اعلام كردیم كه این یك قلم را واردیم.

سربازی

ـ پس این قبضه خمپاره در اختیار شماست. بروید ببینم چه می‏كنید. دیده‏بان گزارش می‏دهد و شما شلیك كنید. بروید به سلامت!

هیچ كدام به روی مبارك خود نیاوردیم كه از خمپاره هیچ سررشته‏ای نداریم. رحیم گفت: ان‏شااللّه به مرور زمان به فوت و فن همه سلاح‏های جنگی وارد خواهیم شد. «یاعلی» گفتیم و به همراه قبضه خمپاره و گلوله‏هایش عازم منطقه جنگی شدیم.

كمی دورتر از خط مقدم خمپاره را در زمین كاشتیم و چشم به بی‏سیم‏چی دوختیم تا از دیده‏بان فرمان بگیرد. بی‏سیم‏چی پس از قربان صدقه با دیده‏بان رو به ما فرمان «آتش» داد. ما هم یك گلوله خمپاره در دهان گل و گشاد لوله خمپاره رها كردیم. خمپاره زوزه‏كشان راهی منطقه دشمن شد. لحظه‏ای بعد بی‏سیم‏چی گفت: دیده‏بان می‏گه صد تا به راست بزنید!

همه به هم نگاه كردیم. من پرسیدم: یعنی چی صد تا به راست بریم؟

رحیم كه فرمانده بود كم نیاورد و گفت: حتماً منظورش این است كه قبضه را صد متر به سمت راست ببریم.

با مكافات قبضه خمپاره را از دل خاك بیرون كشیدیم و بدنه سنگینش را صد متر به راست بردیم. بی‏سیم‏چی گفت: دیده‏بان می‏گه چرا طول می‏دین؟

رحیم گفت: بگو دندان روی جگر بگذاره. مداد نیست كه زودی ببریمش!

دوباره خمپاره را در زمین كاشتیم. بی‏سیم‏چی از دیده‏بان كسب تكلیف كرد و بعد اعلام آتش كرد. ما هم آتش كردیم! بی‏سیم‏چی گفت: دیده‏بان می‏گه خوب بود، حالا پنجاه تا به چپ برید! با مكافات قبضه خمپاره را در آوردیم و پنجاه متر به سمت چپ بردیم و دوباره كاشتیم و آتش! چند دقیقه بعد بی‏سیم‏چی گفت: می‏گه حالا دویست تا به راست! دیگر داشت گریه‏مان می‏گرفت. تا غروب ما قبضه سنگین خمپاره را خركش به این طرف و آن طرف می‏كشاندیم و جناب دیده‏بان غُر می‏زد كه چرا كار را طول می‏دهیم و جَلد و چابك نیستیم. سرانجام یكی از بچه‏ها قاطی كرد و فریاد زد: به آن دیده‏بان بگو نفس‏ات از جای گرم در می‏آدها. كنار گود نشسته می‏گه لنگش كن! بگو اگر راست می‏گه بیاد اینجا و خودش صد تا به راست و دویست تا به چپ بره!

 بی‏سیم‏چی پیام گهربار دوستمان را به دیده‏بان رساند و دیده‏بان‌كه معلوم بود حسابی از فاصله افتادن بین شلیك‏ها عصبانی شده، گفت كه داره می‏آد.

كمی دورتر از خط مقدم خمپاره را در زمین كاشتیم و چشم به بی‏سیم‏چی دوختیم تا از دیده‏بان فرمان بگیرد. بی‏سیم‏چی پس از قربان صدقه با دیده‏بان رو به ما فرمان «آتش» داد. ما هم یك گلوله خمپاره در دهان گل و گشاد لوله خمپاره رها كردیم. خمپاره زوزه‏كشان راهی منطقه دشمن شد. لحظه‏ای بعد بی‏سیم‏چی گفت: دیده‏بان می‏گه صد تا به راست بزنید!

نیم ساعت بعد دیده‏بان سوار بر موتور از راه رسید. ما كه از خستگی همگی روی زمین ولو شده بودیم، با خشم نگاهش كردیم. دیده‏بان‌كه یك ستوان تپل مپل بود، پرسید: خُب مشكل شما چیه؟ شما چرا اینجایین. از جایی كه صبح بودید خیلی دور شدین!

رحیم گفت: برادر من، آخر هی می‏گی برو به راست. صد تا برو به چپ. خُب معلوم كه از جایی كه اوّل بودیم دور می‏شیم دیگه.

ستوان اول چند لحظه با حیرت بروبر نگاهمان كرد. بعد با صدای رگه‏دار پرسید: بگید ببینم وقتی می‏گفتم صد تا به راست، شما چه می‏كردین؟

ـ خُب معلومه، قبضه خمپاره‌رو در می‏آوردیم و با مكافات صد متر به راست می‏بردیم!

ستوان مجسمه شد. بعد پقی زد زیر خنده. آن‌قدر خندید كه ما هم به خنده افتادیم. ستوان خنده‌خنده گفت: وای خدا! چه قدر بامزه، خدا خیرتان بده چند وقت بود كه حسابی نخندیده بودم. وای خدا دلم درد گرفت. شما واقعاً این جنازه را هی به راست و چپ می‏بردین؟

ما كه نمی‏دانستیم علّت خنده ستوان چیه، گفتیم: خُب آره. چطور؟

ستوان یك شكم دیگر خندید. بعد خیسی چشمانش را گرفت و گفت: قربان شكل ماه‏تان برم، وقتی می‏گفتم صد تا به راست، یعنی این‌كه با این دستگیره سر خمپاره را صد درجه به راست بچرخانید، نه اینكه كله‏اش را بردارید و صد متر به سمت راست ببریدش! و دوباره خندید. فهمیدیم چه گافی دادیم. ما هم خندیدیم. دست و بالمان از خستگی خشك شده بود، اما چنان می‏خندیدیم كه دلمان درد گرفته بود.


+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/02  21:24  توسط مديــر  | 

حتماً ديده ايد که پدر خونه براي اهل خونه ماهي مي خره و مادر خونه با محبت غذايي خوشمزه براي اعضاي خانواده درست مي کنه و سر سفره وقتي صحبت غذا مي شه، خانم يا آقا يا فرزند خونه ميگه: اين ماهي هاي پرورشي انگار مزه ندارند، ماهي فقط ماهي دريا.

حتماً بارها از تلويزيون ديده ايد که وقتي برنامه اي در مورد کارآفريني پخش ميشه، سراغ افرادي مي روند که در اين زمينه حرفي براي گفتن دارند و با ذوق و خلاقيت و تفکر خودشون کاري رو راه اندازي کردن و مشغول کار شدند. يکي از اين مشاغل نمونه کارآفريني، همون پرورش ماهيه.

 

فردي در فضاي خارج شهر حوضچه هايي رو ساخته و با وارد کردن بچه ماهي ها به پرورش و بزرگ کردن بچه ماهي ها مي پردازه. مراقب گرمي و سردي آب هست. مراقب غذاي بچه ماهي ها هست. مراقب اکسيژن آب هست. مراقب غذاي مکمل بچه ماهي ها هست. اما چرا آخر سر وقتي اين بچه ماهي ها بزرگ ميشن و رشد مي کنند و روانه بازار، وقتي سر سفره ها قرار مي گيرند، اين جمله رو مي شنوي که ماهي فقط ماهي دريا. مگه اين ماهي ها چي کم داشتن؟ مگه همه امکانات براي رشد اون ها آماده نبود؟ مگه مسئول اون ها همه جوانب رو براي رشدشون در نظر نگرفت؟


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25  20:32  توسط مديــر  | 
امام زمان

خــرقــه پــوشان بــه وجـود تو مباهات کنند

 

ذکـر خیر تو در آن سوی سماوات کنند

 

پــارسایــان سـفــر کــرده در آفـــاق شهـود

 

در نـسیـم صلــوات تـو منــاجــات کنند

 

پـیــش آیـیـنــه پـیـشانـی تو هر شب و روز

 

مــاه و خـورشیـد تقاضای ملاقات کنند

 

پــی بـه یـک غمـزه اشراقی چشمت نبرند

 

گر چه صد مرحله تحصیل اشارات کنند

 

بعـد از ایـن حکمتیـان نیز به سر فصل حیات

 

عشق را بـا نـفـس سبز تو اثبات کنند

 

ز کـجــا آمــده ای کـایـنـه سازان ایـن سـان

 

گـرد نـعـلـیـن تـو را جوهـر مـرآت کنند

 

قــدسیــان چــون ز تمـاشای تو فارغ گردند

 

عطر انفاس تو را هدیه و سوغات کنند

 

بعد از این شرط نخستین سلوک این باشد

 

کـه خــط سیــر نـگـاه تـو مراعات کنند

 


+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/25  20:25  توسط مديــر  | 
 

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان و خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)  شامگاه دوشنبه نشست مشترکی را در بیروت برگزار کردند.

به نقل از  منابع خبری عربی ، نصرالله و مشعل تازه ترین تحولات و دستاوردهای سیاسی لبنان ، فلسطین و منطقه را بررسی کردند.

حزب الله در بیانیه ای اعلام کرد مشعل در راس هیئتی بلند پایه در این مذاکرات حضور داشت.

رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس و هیئت همراه وی به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی با مردم لبنان به مناسبت وفات علامه سید محمد حسین فضل الله روز گذشته (دوشنبه) وارد بیروت شدند. ناظران سیاسی معتقدند دیدار این دو رهبر مقاومت فلسطینی و لبنانی به معنای آمادگی و هماهنگی کامل انان برای هرگونه تجاوز احتمالی رژیم صهیونیستی به نوار غزه و لبنان است خصوصا پس از تهدیدات اخیر اسراییل علیه لبنان و اهالی نوار غزه.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/23  7:12  توسط مديــر  | 
 

در بررسی پرونده گروهی که امروز با عنوان همکاری با دشمنان محاکمه می‌شوند، به این نقطه می‌رسیم که شاخص‌ترین چهره فکری که نقش «پدر روحانی» را برای این گروه ایفا می‌کرده است، از نظر اعتقادی انحراف داشته است. وی پیش از پیروزی انقلاب (در دهه 50) در یکی از مساجد تهران مباحثی را به عنوان تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه ارائه می‌داده است.

 

 آنگونه که فرزند شهید مطهری(رض) در نامه‌ای به این فرد روحانی یادآور شده است که شهید مطهری نسبت به طرح مباحثی که شما در مسجد جوزستان به عنوان تفسیر قرآن مطرح می‌کردید، معترض بوده و آن مباحث را دارای ریشه‌های مادی می‌دانسته‌اند. شهید مطهری موضوع را در همان سال‌ها با مقام معظم رهبری (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) در میان می‌گذارند، ایشان نیز به ریشه‌های مادی‌گرایانه و جنبه تفسیر به رأی این مباحث اشاره می‌کنند.


در حقیقت مباحثی که در آن حلقه تفسیر قرآن ارائه می‌شده است و دانشجویانی نظیر عباس عبدی در آن شرکت می‌کرده‌اند، با مباحثی که گروهک (مجاهدین خلق) از آیات و روایات داشتند، همگون بوده است. طبعاً مبانی غیردینی اگر به نام دین ارائه شوند، در متن خود تعارضاتی را برانگیخته و فرد را دچار تحیر و سرگردانی می‌کنند؛ به گونه‌ای که فرد اگر به «سرچشمه» بازنگردد، یا دچار انحراف شدید «جدا شدن از دین» می‌شود و یا منافقانه از دین برای رسیدن به «دنیا» استفاده می‌نماید. اما این نکته را هم باید اضافه کرد که آن روحانی به رغم تأکید شهید مطهری مبنی بر تعطیل کردن درس و کنار گذاشتن آن مباحث مادی‌گرایانه، به بحث خود ادامه می‌دهد.

از سوی دیگر ادامه درس در شرایطی بوده است که رژیم شاه تلاش وافری داشته تا با علم کردن اختلاف میان جمع‌های روحانی (به ویژه روحانی‌هایی که با رژیم طاغوت مبارزه می‌کردند) جریان مبارزه با نظام شاهنشاهی را تضعیف نموده و مردم را نسبت به کلیت آن بدبین نماید. بر همین اساس حضرت امام خمینی(ره) در جریان بلوایی که میان دو قشر روحانی بر سر کتاب «شهید جاوید» به وجود آمده بود، به روحانیون رهنمود دادند که اینگونه مباحث (موافق و مخالف) را کنار بگذارند، چرا که رژیم از آن سود می‌برد. امام(ره) در عین حال نقش ساواک را در پیدایی و بزرگ شدن چنین اختلافاتی محتمل می‌دانستند.


بر همین اساس باید گفت مباحث انحرافی آن حلقه تفسیری اگرچه از منظر بزرگانی نظیر مقام معظم رهبری و شهید مطهری یک خطر محسوب می‌شد، ولی علنی شدن اختلاف میان طبقه روحانی را خطری بزرگتر قلمداد می‌کردند و لذا از کنار این مباحث عبور کردند؛ هرچند شهید مطهری در مجموعه کتاب‌های «جهان‌بینی توحیدی» بدون اشاره به این حلقه تفسیری، مباحث آن و مباحث حلقه‌های مشابه را مورد انتقاد عالمانه خود قرار دادند.


با پیروزی انقلاب اسلامی کسی که در این حلقه فکری، تفسیر مادی‌گرایانه از آیات قرآن ادامه می‌داد، توانست با ابراز وفاداری‌ها نسبت به حضرت امام خمینی(ره) و بخصوص مخالفت تند و آشکار با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و دیگر گروه‌های انحرافی، توجه مسئولین را به خود جلب نماید. بدین جهت او بعد از انقلاب توانست جایگاه برجسته‌ای را در میان مسئولین کشور داشته باشد. اما در این خصوص نیز نکات قابل تأملی وجود دارد؛ این فرد روحانی با کمک بعضی از دانشجویان که چند تن از آنان در همان حلقه‌های تفسیری شرکت داشتند، تصرف لانه جاسوسی امریکا را طرح‌ریزی نمود.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22  12:5  توسط مديــر  | 
 

کودتای بی فرجام " نوژه" را می توان در زنجیره مجموعه اقدامات غرب برای از بین بردن نظام جمهوری اسلامی در همان آغاز شکل گیری دانست که با شکست هر یک از این زنجیره ها ، دشمنان انقلاب به زنجیره ای دیگر متوسل می شدند.


در همین راستا همزمان با شکل دهی به گروهک های متفاوت در داخل کشور، ایجاد اغتشاش در استان های مرزی و ترور ستون های انقلاب همچون مطهری ، مفتح و قره نی، در دی ماه 1358 "شاپور بختیار" ماموریت شکل دهی به سازمانی به نام "‌نقاب"را در داخل ایران به عهده گرفت که هدف آن براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق کودتای نظامی بود. در طرح عملیات کودتای نظامی،‌ پایگاه شهید نوژه در 60 کیلومتری همدان به عنوان کانون عملیات کودتا در نظر گرفته شده بود و قرار بود پس از تصرف پایگاه نوژه تیمهای مختلف مراکز حساس تهران را بمباران و اشغال کنند.


بیت امام (ره‌) در جماران نخستین هدف و مرکز ثقل عملیات کودتا بود به همین جهت بیشترین هواپیماها و مهمات سنگین برای این هدف در نظر گرفته شده بود.
اهداف تعیین شده برای تسخیر پس از بمباران هوایی شامل صدا و سیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد نیروی زمینی، ستاد ارتش جمهوری اسلامی، ‌پادگان حر، پادگان قصر، پادگان جمشیدیه بود که باید توسط کماندوهای تیپ 23 نوهد، انجام می شد.


اما چرا پایگاه نوژه؟


پایگاه شاهرخی همدانی یا همان نوژه ، بخاطر دارا بودن هواپیما، نزدیک بودن به تهران، خارج از شهر قرار داشتن، وجود عناصر مستعد و قابل جذب برای کودتاچی ها مبداء عملیات قرار گرفت.این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامی در جهان بی سابقه بود و موفقیت این کودتا آنقدر زیاد بود که اعلامیه پیروزی اش از قبل توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) آماده شده بود.



ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21  7:28  توسط مديــر  | 

مـتن حـاضـر در حـالـى بـه چـاپ سـپـرده شد كـه خـبـرگـزارى عربستان سخنان منتسب به امير عبدالله را تكذيب كرد، اما چون اين تكذيب غيررسمى و فاقد اعتبار و از قول منبعى بود كه خواست نامش فاش نشود، متن حاضر منتشر گرديد

«دو كشور در جهان هستند كه شايستگي و لياقت موجوديت را ندارند، يكي ايران و ديگري اسرائيل»
عبارت فوق بخشي از سخنان سخيف شاه حقير، درمانده و وابسته سعودي است كه از شدت كينه و خشم و حقارتي كه ناشي از بحران روحي و رواني وي است به زبان رانده شده است.
او كه به دليل موفقيت هاي روزافزون ايران در زمينه هاي مختلف در منطقه و جهان و شكست طرح هاي تفرقه اندازانه كشورش در جهان اسلام عنان خود را از كف داده بود، در ديدار با وزير دفاع فرانسه به اين هرزه گويي روي آورد.
ملك عبدالله حتماً اين روايت مهم را كه شيعه و سني درباره شايستگي ايراني ها از قول رسول مكرم اسلام (ص) نقل كرده اند، شنيده است كه: «اگر علم در ثريا (آسمان ها) باشد مرداني از پارسه (ايران) به آن دست خواهند يافت.» به راستي كشور تحت سلطه وي در جهان امروز، در زمينه هاي علمي، فناوري، نانو، هسته اي، بنيادي و... چه حرفي براي گفتن دارد؟ مگر نه اينكه جمهوري اسلامي ايران مقام اول علمي جهان اسلام (از 57 كشور اسلامي) را داراست و از اين جهت افتخار جهان اسلام محسوب مي شود. مگر ايران، امروز جزو معدود كشورهاي داراي فناوري غني سازي هسته اي، شبيه سازي، سلول هاي بنيادي، نانوتكنولوژي و ساير علوم پايه جهان نيست؟
از طرفي اگر وي كمي تاريخ جهان و ايران را مطالعه مي كرد مي دانست كه اولين نقطه اي در جهان كه نام كشور را به خود گرفت، ايران بوده و امپراطوري ايران، قرن ها، تنها امپراطوري جهان محسوب مي شده است كه وسعت آن در دوران هخامنشيان بيش از 11 ميليون كيلومتر (از چين تا اروپا) بوده است و از قضا، عربستان امروزي هم بخشي كوچك و بي اهميت آن (به لحاظ بياباني و غيرمسكوني آن)، در ساتراپ (ايالت) «يمن ايران» قرار داشته است.
اما چند نكته مهم در پس اين زياده گويي هاي شاه عربستان وجود دارد كه دانستن آنها خالي از لطف نيست.
1- از آنجا كه ايراني ها از گذشته، تمدن ساز بوده و امروز هم در همه زمينه هاي علمي و تكنولوژي حرف زيادي براي گفتن دارند، پس نتيجه مي گيريم، آنهايي كه لياقت موجوديت در دنياي امروز را ندارند شاهان و حكمرانان بي اختيار و متحجر و عقب مانده عربستان هستند نه ايران و ايراني.
2- نام بردن از كشور بزرگي چون ايران در كنار رژيم جعلي اسرائيل دو مسئله را به ذهن متبادر مي كند:
الف) اين شاه مفلوك خواسته با اين كار، خود را دشمن صهيونيست ها و از طرفي ايراني ها را هم تراز آنان قرار دهد. در حالي كه همگان مي دانند دشمن واقعي رژيم جعلي اسرائيل كشوري جز ايران نيست و مردم جهان هنوز شرابخواري ملك عبدالله با شيمون پرز و بوش را فراموش نكرده اند و خيانت وي را در جنگ هاي 33 روزه حزب الله و 22 روزه حماس از ياد نبرده اند.
ب) قرار دادن نام ايران به عنوان بخشي از امت اسلامي در كنار كافران حربي اي چون رژيم صهيونيستي، نشان از بي اطلاعي و كم فهمي ملك عبدالله در خصوص احكام و آموزه هاي دين اسلام دارد كه اين خود جاي تأمل دارد.
3- شاه عربستان كه از دو بحران مشروعيت (به دليل ديكتاتور بودن و ارثي بودن حكومت عربستان) و بحران هويت (به دليل وابسته بودن به قدرت هاي غربي و نداشتن هيچ پيشينه تاريخي قابل توجهي) رنج مي برد براي تسكين مشكلات روحي و رواني خود اين سخنان سخيف را به زبان رانده است.
4- نكته آخر كه شايد مهمترين نكته هم باشد اين است كه علت اصلي زياده گويي شاه عربستان چيزي جز اين نمي تواند باشد كه وي مي بيند با آن همه هزينه هايي كه جهت گسترش فرقه منحرف وهابيت در منطقه و جهان اسلام انجام داده و مي دهد، در عمل، هيچ دستاوردي براي وي نداشته است و اين نفوذ گسترده ايران است كه در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطين و ساير نقاط جهان مشاهده مي شود، پس شايد اين حقيقت، زياده گويي هاي شاه مفلوك عربستان عليه ملت بزرگ ايران را (كه از سر خشم و حقارت بيان شده است) كمي توجيه نمايد.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/14  7:2  توسط مديــر  | 
 

"مانیلو دینوچی " دانشمند و نویسنده حوزه جغرافیای سیاسی طی مقاله‌ای که پایگاه خبری – تحلیلی "ولترنت " آن را منتشر کرده می‌نویسد: لبخند "اوباما " از "جورج بوش " شیرین‌تر است اما اشتیاق او برای جنگ‌افروزی بیشتر از بوش است. بطوریکه با وجود کسری بودجه شدید دولت آمریکا، این کشور هم‌اکنون در 75 کشور مختلف در وضعیت جنگی به سر می‌برد.


دینوچی توضیح می‌دهد: جنگ‌هایی که در جهان وجود دارد، خیلی بیشتر از آن چیزی است که دیده می‌شود. زیرا علاوه بر عملیات‌های نظامی آمریکا در عراق و افغانستان، پنتاگون جنگ‌های پنهانی را علیه ایران به عنوان یکی از اهداف اصلی واشنگتن، برانگیخته است
.
بر اساس این گزارش، فعالیت‌های پنتاگون علیه ایران با همکاری "فرماندهی عملیات‌های ویژه ایالات متحده " (UsSoCom) و با حضور حدود 57 هزار متخصص از چهار شاخه نظامی نیروی زمینی، دریایی، نیروی هوایی و نیروی تکاوران دریایی انجام می‌شود
.


این کارشناس مسایل جغرافیای سیاسی می‌نویسد: ماموریت رسمی این نیروها شامل: کسب اطلاعات، حمله مستقیم به اهداف، دستگیری یا نابودی دشمن، نبرد غیرمتعارف در میان نیروهای خارجی، اقدامات ضد شورش برای کمک به دولت‌های متحد برای سرکوب شورش‌ها و عملیات‌های روانی برای تحت تسلط درآوردن افکار عمومی خارجی و کسب حمایت آن‌ها برای اقدامات نظامی ایالات متحده، می‌شود
.
این گزارش می‌افزاید: همانطور که روزنامه "واشنگتن‌پست " گزارش داده است، نیروهای عملیات ویژه آمریکا هم‌اکنون در 75 کشور مستقر شده‌اند، این در حالی است که این میزان در سال گذشته میلادی 60 کشور بوده است
.
دینوچی می‌افزاید: این افزایش نشانگر این حقیقت است که فرماندهان عملیات‌های ویژه آمریکا در دولت اوباما حضور منظم‌تر و بیشتری نسبت به دولت بوش دارند
.


این گزارش حاکیست، عملیات‌های ویژه آمریکا که بطور رسمی 10 میلیارد دلار هزینه در بر دارند، اساسا بر خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقای شرقی متمرکز شده‌اند
.
اگرچه طرح‌هایی برای انجام حملات تهاجمی و یا انتقام‌جویانه در نقاط بیشماری از دنیا اجرا می‌شود اما مزیت استفاده از نیروهای سری برای انجام چنین عملیات‌هایی این است که آن‌ها نیازی به دریافت تائید کنگره ندارند و می‌توانند در خفا وظایف خود را انجام دهند
.
در همین رابطه "یونایتدپرس " به نقل از مقامات دولت آمریکا می‌نویسد که در صورتی که مسئله برنامه هسته‌ای ایران به چالش کشیده شود، چنین عملیات‌هایی می‌تواند راه را برای انجام حملات نظامی علیه ایران هموار کند
.
این گزارش می‌افزاید: در حوزه نبرد غیرمتعارف، فرماندهی عملیات‌های ویژه ایالات متحده شرکت‌های نظامی خصوصی همچون "زی سرویس " (همان بلک‌واتر سابق که به خاطر فعالیت‌هایش در عراق بدنام شده بود) را در عملیات‌های ویژه مختلفی از جمله کسب اطلاعات از ایران، به کار می‌گیرد
.
گروه‌های معاند ایرانی، به ویژه در منطقه جنوب شرقی این کشور، مستقیم یا غیرمستقیم از سوی فرماندهی عملیات‌های ویژه ایالات متحده حمایت می‌شوند. این در حالی است که حتی برخی از گروه‌ها در لیست سازمان‌های تروریستی آمریکا نیز قرار دارند
.


به نوشته این کارشناس مسایل سیاسی، روش‌های مشابهی نیز از سوی فرماندهی عملیات‌های ویژه ایالات متحده در افغانستان به کار گرفته می‌شود و نیروهای مخفی از جنگ‌سالاران محلی برای عملیات‌های ویژه خود استفاده می‌کنند
.
به گزارش "نیویورک‌تایمز "، یکی از این جنگ‌سالاران "مطیع‌الله خان " است که با ارتش شخصی خود، در کنار نیروهای ویژه آمریکا با شورشیان مبارزه می‌کند. جالب اینجا است که مقر اصلی نیروهای آمریکایی تنها حدود صد متر با مقر مطیع‌الله خان فاصله دارد
.
مطیع‌الله خان هم‌چنین امنیت کاروان‌های ناتو را نیز با دریافت 1200 دلار به ازای هر کامیون، تامین می‌کند. به همین خاطر است که وی تبدیل به قدرتمندترین و ثروتمندترین جنگ‌سالاران ولایت خود شده است. و همه این‌ها را هم به لطف آن تعریفی دارد که پنتاگون از "نبرد غیرمتعارف " ارایه می‌دهد
.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/14  6:51  توسط مديــر  | 

منطقه آسياي جنوب غربي واسط بين سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا است و ايران در اين منطقه ژئوپليتيکي واقع شده است و به هر حال هر نوع واقعه‌اي که در اين قاره‌ها به وقوع بپيوندد و يا روابط سياسي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي بين سه قاره به صورتي بر ايران تاثير خواهد گذاشت. به عنوان مثال در جنگ‌هاي اول و دوم جهاني با اينکه ايران اعلام بي‌طرفي در جنگ کرده بود، ولي در هر دو جنگ ايران مورد اشغال نظامي قرار گرفت و يا فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ضمن اينکه خطر يک قدرت بزرگ در شمال ايران را کاهش داد، اما مسائل جديدي در وضعيت سياسي و اقتصادي اين سه قاره به وجود آورد که ايران مي‌تواند از آن بهره خاصي ببرد. ‏سرهالفورد مکيندر (1861-1947) را بايد احتمالا معروف‌ترين بنيانگذار ژئوپليتيک سنتي دانست. شهرت او عمدتا مديون مقاله‌اي است که با عنوان \"محور جغرافيايي تاريخ \" در سال1904 منتشر شد. مکيندر قاره‌هاي اروپا، آسيا و آفريقا را به عنوان جزيره جهاني مي‌شناخت و آن را به همين نام معرفي کرد. جزيره جهاني دو سوم خشکي‌هاي جهان و هفت هشتم جمعيت دنيا را در بر مي‌گيرد. کليد جزيره جهاني، ناحيه محور هارتلند است. وي هارتلند را منطقه وسيعي مي‌دانست که از غرب به رودخانه ولگا، از شرق به سيبري غربي، از شمال به اقيانوس منجمد شمالي و از جنوب به ارتفاعات هيماليا، ارتفاعات ايران و ارتفاعات مغولستان محدود مي‌شد. از نظر او هارتلند از سوي هيچ يک از قدرت‌هاي دريايي تهديد نمي‌شد. مکيندر عقيده داشت که اطراف منطقه هارتلند را دو ناحيه فراگرفته است: 1- هلال داخلي يا حاشيه‌اي شامل سرزمين‌هايي که پشت به خشکي اروسيا و در کنار آب قرار دارند و قابل دسترسي قدرت دريايي هستند و با موقعيت ساحلي که دارند، عمدتا نقش ژئواستراتژيک ايفا مي‌نمايند. هلال داخلي بيشتر کشورهاي اروپاي غربي، خاورميانه از جمله ايران و آسياي جنوبي و شرقي را در بر مي‌گيرد. 2- هلال خارجي يا جزيره‌اي که شامل بريتانيا، ژاپن و استراليا است. مکيندر نهايتا در سال 1919 بيانيه معروف خود را ارائه داد:
کسي که بر شرق اروپا تسلط يابد، برهارتلند حاکم خواهد بود. کسي که بر هارتلند حاکم شود، بر جزيره جهاني حاکم خواهد بود و کسي که بر جزيره جهاني حاکم باشد، بر دنيا مسلط خواهد بود. با نگاهي به ساختار فضايي نظريه هارتلند، مشخص مي‌شود که مکيندر ايران را در اين نظريه به دو بخش تقسيم مي‌کند. از ارتفاعات البرز به سمت شمال، يعني تمام مساحت استان‌هاي گيلان، مازندران و گلستان کنوني، به انضمام منطقه شمال خراسان و نوار باريکي در شمال آذربايجان جزء هارتلند است. در واقع اين قسمت از شمال ايران، بخش اندکي از جنوب منطقه‌اي است که او اصطلاحا آن را \"قلب جهان\" مي‌ناميد. بقيه مساحت ايران يعني از ارتفاعات البرز به سمت جنوب در نظريه مکيندر جزء هلال داخلي است. اين بخش از ايران جزء سرزمين‌هايي است که چون کمربند هارتلند را محاصره کرده‌اند. همجواري با هارتلند ازيک طرف و دسترسي به آبهاي آزاد از طرف ديگر بهترين موقعيت ارتباطي و استراتژيک را هم براي تهديد هارتلند و هم براي دفاع از آن در اختيار ايران قرار داده است. صحت تصورات مکيندر راجع به نقش منحصر به فرد ايران، در دو جنگ جهاني، بويژه جنگ جهاني دوم که مسير راه‌آهن شمالي ـ جنوبي ايران مورد استفاده نيروهاي درگير در جنگ قرار گرفت، مورد تائيد قرار گرفت.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/08  17:1  توسط مديــر  | 
حنان ترك بازيگر محجبه سينماي مصر كه چندي پيش حجاب اختيار كرده است، گفت: وقتي زنان ايراني را در سينما ديدم كه با پوشش در سينما نقش بازي مي‏كنند، فهميدم كه مي‏توان هم دين‌دار بود و هم هنرمند.
 «حنان ترك» بازيگر مصري با اشاره به هفت سال تفكر براي انتخاب حجاب، گفته بود: اين دوران، دوران زيانباري بود و اي كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.
اين بازيگر در پاسخ به اين سؤال كه با حجابت به كجا مي‌خواهي برسي، گفته بود: مدتي ستاره اهل زمين بودم و از خدا مي‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبديل كند.
وي گفت: با الگو گرفتن از زنان ايراني با حجاب شدم. وقتي زنان ايراني را در سينما ديدم كه با پوشش در سينما نقش بازي مي‏كنند، فهميدم كه مي‏توان هم دين دار بود و هم هنرمند!
حنان ترك بازيگر مشهور سينماي مصر خبرهاي منتشر شده درباره پوشيدن و نپوشيدن كلاه‌گيس در يكي از فيلم‌هاي پيش روي خود را تكذيب كرد.
وي كه قرار است به زودي در سريال مصري «گربه‌هاي كور» بازي كند بر التزامش به حجاب خود تأكيد كرد و گفت: التزام من به حجاب مانعي بر اجراي نقش‌هاي متفاوت در سينما نيست.
حنان ترك با ابراز تعجب از آنچه درباره او منتشر شده گفت: محمود كامل، كارگردان سريال «گربه‌هاي كور» با من درباره پوشيدن كلاه گيس صحبتي نكرده است.
وي در پاسخ به سؤالي درباره اين كه كارگردانان معتقدند استفاده از حجاب در خانه‌ها براي بيننده قانع كننده نيست، گفت: من با بسياري از مردم مصر در رابطه‌ام و نظر آنان به اين شكل نيست.
ترك همچنين گفت: من قلبا با پوشيدن كلاه‌گيس و يا موي مصنوعي موافق نيستم اما ترجيح مي‌دهم در اين باره صحبت نكنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/08  17:0  توسط مديــر  | 

« گيرم شما با دكتر بهشتي، كه مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام و به خصوص شما بود، دشمني سرسختانه داشتيد، با بيش از 70 نفر بيگناه كه بسيارشان از بهترين خدمتگزاران خلق و مخالف سرسخت با دشمنان كشور و ملت بودند چه دشمني داشتيد، جز آن‌كه شما با اسم خلق از دشمنان خلق و راه صاف كنان چپاولگران شرق و غرب مي‌باشيد، ما گرچه دوستان و عزيزان وفاداري را از دست داديم،‌ كه هر يك براي ملت ستمديده استوانه بسيار قوي و پشتوانه ارزشمند بودند، ما گرچه برادران بسيار متعددي را از دست داديم كه (اشداء علي الكفار رحماء بينهم) بودند و براي ملت مظلوم و نهادهاي انقلابي سدي استوار و شجره‌اي ثمربخش به شمار مي‌رفتند، لكن سيل خروشان خلق و امواج شكننده ملت با اتحاد و اتكال به خداي بزرگ هر كمبودي را جبران خواهد كرد. ».(امام خميني(ره)- 9 تير1360)

در هفتم تيرماه سال 1360، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، در حالي كه جمعي از مسوولان نظام، همچون آيت‏الله‏ بهشتي رييس ديوان عالي كشور، چهار وزير، دوازده معاون وزير و بيست و هفت نماينده مجلس در جلسه هفتگي حزب حضور داشتند، منفجر شد.

حزب جمهوري اسلامي از تاريخ 29 /11 /1357 يعني يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي اعلام موجوديت كرد. اعضاء موسس اين حزب آيت‌الله سيدمحمد حسيني بهشتي، آيت‌الله سيد علي حسيني خامنه‌اي، حجت‌الاسلام محمد جواد باهنر، آيت‌ا‌لله اكبر هاشمي رفسنجاني و آيت‌الله سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي بودند.

تقابل بين نيروهاي خط امام(ره) و بني صدر پس از انتخاب نخست وزير و كابينه نيز همچنان ادامه يافت و در زمستان 1359 دور تازه‌اي از منازعات شروع شد.

روز سه‌شنبه 30 /3 /1360 طرح عدم کفايت سياسي بني‌صدر در مجلس شوراي اسلامي بررسي شد و با 177 راي موافق، 12 راي ممتنع و يک راي مخالف تصويب شد و روز اول تيرماه، حضرت امام خميني حکم عزل بني‌صدر را از مقام رياست جمهوري صادر کرد.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/07  7:36  توسط مديــر  | 

اعمال و عبادات پانزدهم رجب

ماه رجب

شب پانزدهم رجب و روز آن، یكی از شب ها و روزهای مهم سال است و برای عبادت پیشگان و عارفان، از ایام ویژه سال به حساب می آیند.

درهای رحمت الهی در این شب و روز بر روی خلق گشوده می باشد و راه ها و درهای غضب الهی و بدفرجامی، بسته و یا بسیار كم رمق می باشد.

نبی مكرم اسلام(ص) درباره عظمت شب نیمه رجب فرمود: اذا كان لیله النصف من رجب امر الله تعالی خزان دیوان الخلائق و كتبه اعمالهم، فیقول لهم: انظروا فی دیوان عبادی و كل سیئه و جدتموها فامحوها و بدلوها حسنات.

یعنی: هرگاه شب نیمه رجب فرار رسد، خداوند سبحان به خزانه داران و كاتبان اعمال بندگان دستوری می دهد و به آنان می فرماید: در دفتر اعمال بندگان من نگاه كنید، هر گناه و بدی در آن دیدید، در این شب آن ها را محو كرده و تبدیل به حسنات نمایید.

هم چنین آن حضرت درباره روزه گرفتن روزهای 13، 14 و 15 و اقامه نماز و تهجد در شب های آن بسیار تأكید نمود و برای آن ثواب فراوانی بیان كرد.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/07  7:35  توسط مديــر  | 
 

نفاق را موضوعی معطوف به حکومت می‌دانند. یا در زمان وجود حکومت رخ می‌دهد و یا در زمانی که احتمال شکل‌گیری یک حکومت جدی است. اگر مداقه‌ای در قرآن کریم انجام دهیم، در می‌یابیم که در قرآن 35 بار کلماتی از ریشه نفاق ذکر شده و 34 مورد آن در سوره‌های مدنی است. چون مسلمانان در مدینه صاحب قدرت و حکومت بودند و زمینه نفاق هم در چنین شرایطی بالفعل است. آنها که نفاق را در مکه نیز دنبال می‌کنند هم اذعان دارند که منافقین مکه کسانی بودند که با توجه به گفته‌های احبار یهود، از شکل‌گیری حکومت نبوی در آینده نزدیک مطلع بوده‌اند.


دقت به این موضوع به خوبی نمایان می‌سازد که در مقوله رونمایی از چهره نفاق، باید متوجه بود تا ما را با منافقین سوخته سرگرم نسازند تا عناصر نفوذی با چهره‌هایی به ظاهر موجه مسیر خویش را پیش برند.


در انقلاب اسلامی نیز زمانی که احتمال پیروزی رخ نمود، نفاق نخست شکل گرفت. عناصری که از دین اسلام بازگشته بودند و تعلق خاطر قطعی به مارکسیسم داشتند، نقاب اسلام انقلابی به رخ زدند و حتی خود را انقلابی‌تر از امام امت جلوه دادند. آنها که ناگزیر از تظاهر به اسلام بودند، بدون اعتقاد به اسلام مناسک اسلامی بجا می‌آوردند تا بتوانند جایگاه خود را حفظ نمایند. اگرچه در مقطعی با اعلام علنی تغییر ایدئولوژی توسط بخشی از سازمان منافقین پرده از چهره آنها افتاد، اما گروهی دیگر صادرکنندگان اعلامیه را اپورتونیست‌های چپ نما خواندند و همچنان به اسلام تظاهر نمودند و حتی در ادبیات سازمانی خود نیز از مفاهیم اسلامی بهره گرفتند، چرا که به دلیل رخ نمودن اسلام انقلابی ناب امام ناگزیر از نقاب «اسلام انقلابی» بودند و تمایل خود به مارکسیسم را نیز به عنوان علم مبارزه توجیه می‌کردند. با حوادث سال 1360 پرده از چهره این نفاق افتاد و رسوایی آنها چنان گشت که گریزی از فرار از کشور نیافتند.


نفاق دوم اما زمانی شکل گرفت که به دلیل پایان جنگ و اراده پیشرفت در کشور جامعه نگاهی مثبت به مدرنیته یافته بود، سربازان اردوگاه لیبرالیسم که به خوبی می‌دانستند نمی‌توانند با نمادهای غیر اسلامی بروز و ظهور یابند، با نقاب اسلام مدرن به میدان آمدند. جالب اینجا است که عناصر نفاق دوم که به مرور به ترویج علنی سکولاریته و دین حداقلی پرداختند، برای موجه جلوه دادن خود به نزد مراجع می‌رفتند و گزارش امور اجرایی خود را ارائه می‌دادند. حال آنکه بر اساس تفکر آنها اساساً مراجع حق دخالت در عرصه امور حکومتی را ندارند و دین و دولت دو عرصه بیگانه با یکدیگرند.

این جریان نیز در حوادث پس از انتخابات سال 1388 آخرین میخ را بر تابوت خود زد و چهره ضد دین خود را در عرصه‌های متعددی آشکار کرد. هرچند این افشای چهره یکباره نبود و پیشتر نیز در پی افشای چهره حقیقی برخی ژنرالهای این اردوگاه، از کشور گریختند و حتی در خارج از کشور نیز به دلیل برخی سخنان هتاکانه‌شان مورد نقد قرار گرفتند. سالهای آخر دولت اصلاحات آغاز این مهاجرت‌ها بود.اما قطعاً نفاق تا زمان حضور حکومت اسلامی باقی خواهد بود. آنچنان که تا آخرین روز حکومت نبوی و حکومت علوی منافقین حاضر بودند. چرا که قدرت طلبان دنیایی که می‌دانند با اعتقادات خویش نمی‌توانند جایی در حکومت الهی داشته باشند، از آنجا که قدرت برایشان الهه مقدسی است،‌ ناگزیر از اختیار نقاب برای رسیدن به محبوب هستند. اگر نیک بنگریم یکی از پدیده‌های خطرناک در دوره احیای شعارهای انقلابی و بازگشت دیدگاه دین حداکثری به عرصه قدرت، «ریا و تزویر» جایگاه بالایی یافته است


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/02  7:54  توسط مديــر  | 

امام جواد علیه السلام

تشنه معرفت

حضرت عبدالعظیم حسنی، از شاگردان برجسته امام جواد علیه السلام می گوید: به محضر مبارک امام جواد علیه السلام رسیدم و از حضرت درخواست حدیثی نمودم که از پدران بزرگوارش نقل شده باشد.

حضرت فرمودند جد بزرگوارم امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «تا وقتی مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خیر و سعادت هستند و وقتی یکسان شدند هلاک می شوند».

گفتم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «اگر عیب شما بر دیگری آشکار شود، همدیگر را دفن نمی کنید».

گفتم: باز هم بفرمایید. فرمود: امام علی علیه السلام می فرماید: «همنشینی با اشرار و انسان های بد، سبب بدگمانی به خوبان می شود».

عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان فرموده است: «بدترین توشه برای سفر قیامت، ظلم و ستم کردن بر بندگان خداست».

گفتم: باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «تدبیر و اندیشه قبل از اقدام به کار، تو را از پشیمانی حفظ می کند».

 

 

پیام رستگاری

یکی از آرزوهای دیرینه جوامع بشری، سعادت و خوشبختی آنان در تمام زمینه های زندگی است. این امر، در جوامع اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار بوده و مسلمانان افزون بر نیک بختی دنیوی، خواهان سعادت اخروی و هم نشینی با رهبران و اولیای الهی در جهان پس از مرگ هستند. برای رسیدن به این مقام والا، راهنمایی هایی از بزرگان دین رسیده که عمل به آنها، ضامن نیک بختی و هم نشینی با اولیای الهی شمرده شده است.

اسماعیل بن سهل می گوید: به امام جواد علیه السلام نامه نوشته و از ایشان خواستم چیزی به من تعلیم دهد تا با عمل کردن به آن، در دنیا و آخرت همراه آنان باشم و از آنان جدا نشوم. حضرت در جواب نامه نوشتند: «سوره قدر را زیاد بخوان و لب های خود را به استغفار و طلب آمرزش تازه کن».

 

نصیحت

امام جواد علیه السلام همواره در خدمت مردم بود و از هدایت آنان غفلت نمی کرد. درِ خانه آن حضرت به روی تمام مردم باز بود و ایشان نیز به تمام درخواستهای آنان پاسخ می داد.

روزی شخصی خدمت امام جواد علیه السلام رسید و از حضرت درخواست نصیحت و موعظه نمود. امام رو به او کرد و فرمود: آیا گفته مرا قبول می کنی تا تو را نصیحت کنم؟ سؤال کننده گفت: آری، ای فرزند رسول خدا.

امام فرمود: «صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستی دست به گردن شو و آرزوها و درخواستهای نفسانی را ترک کن و با هوای نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقیقت تو هیچ گاه از نظر و نگاه خداوند دور نیستی و خدای متعال تمام کارهای تو را می بیند و به آن ها بیناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خدای خود معامله می کنی».

پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است

اهل معروف

ابوهاشم جعفری یکی از شاگردان بزرگ امام جواد علیه السلام می گوید: روزی در نزد امام جواد علیه السلام نشسته بودم. امام در ضمن بیانات خود فرمود: در بهشت، دری به نام «معروف» است که فقط اهل معروف و کارهای شایسته از آن در وارد می شوند.

با شنیدن این کلام، در قلب خود خداوند را حمد و ستایش کردم و از این که می توانم نیازهای مردم را برآورده کرده (و از اهل معروف باشم) خوشحال شدم.

امام جواد علیه السلام نگاهی به من کرد و فرمود: «ای اباهاشم! کسانی که در دنیا اهل معروف و کارهای نیک باشند، در آخرت هم اهل معروف هستند (و از همان در وارد بهشت می شوند). خداوند تو را از آنان قرار داده و مورد لطف و رحمت خود قرار دهد».

 

زینت

امام جواد علیه السلام

امام جواد علیه السلام در بیانی کوتاه و جامع، زینت های انسان را برشمرده و همگان را به زینت کردن خود به آن ها توصیه می کردند. آن حضرت می فرماید: «پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است. فروتنی، زینت علم، ادب نیک، زینت عقل، و گشاده رویی، زینت حلم و بردباری است.ترک منت، زینت معروف، و خضوع و خشوع، زینت نماز و بذل و بخشش، زینت نفس آدمی است».

 

انتخاب همسر

امروزه بالا رفتن سن ازدواج، یکی از مشکلات مهم و اساسی جوانان است. اگرچه این مسأله علل گوناگونی دارد، ولی انتخاب همسر مناسب، از عواملی است که فکر بیشتر خانواده ها را به خود مشغول کرده است.

امام جواد علیه السلام در پاسخ نامه ابراهیم محمد که درباره ازدواج دخترش از حضرت نظرخواهی کرده بود، معیار همسر نمونه را با استناد به روایت رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم بیان کرده و می فرماید: ای ابراهیم! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اگر خواستگاری برای دختر شما آمد که اخلاق و دینداری او مورد رضایت شما بود، دختر خود را به او بدهید».

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در ادامه این روایت، از بالا رفتن سن ازدواج به عنوان یک آفت اجتماعی یاد کرده و می فرماید: «اگر دختر خود را به همسر مناسب ندادید و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقی بمانند، فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد».

 

خشم زمین

علی بن مهزیار اهوازی، نماینده امام جواد علیه السلام در اهواز و از خواص حضرت می گوید: در شهر اهواز فراوان زلزله می آمد تا جایی که تصمیم گرفتم آن شهر را ترک کرده و به شهر دیگری نقل مکان کنم. اما قبل از آن که تصمیم خود را عملی کنم، موضوع را به وسیله نامه با امام جواد علیه السلام در میان گذاشتم.

آن حضرت درجواب نامه من نوشت «شهر خود را ترک نکنید، بلکه به مردم بگویید روز چهارشنبه، پنج شنبه وجمعه را روزه گرفته و غسل کنند و در روز جمعه با لباس های پاک و تمیز، از شهر خارج شده و به دعا و نیایش با خداوند بپردازند تا خداوند بدین وسیله، بلای زلزله را از شما برطرف کند».

علی بن مهزیار می گوید: ما دستورات حضرت را اجرا کردیم و زلزله آرام گرفت و زندگی مردم به حالت عادی برگشت».


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/01  22:0  توسط مديــر  | 
 

زمانی جریان روشنفکری ادعا کرد پس از انقلاب، گروهی اقلیت قدرت را در اختیار گرفته است.

 دیری نمی‌گذرد گویا همین دیروز بود که اشخاصی چون «سروش» به چیزی که قدرت‌طلبی و تسلط بر مقدرات اکثریت می‌نامیدند اعتراض می‌کردند. گرچه آنچه می‌گفتند بر بنیاد باد بود ولی در صورت صحت نیز شامل حال کسانی می‌شد که در چهار دوره، قدرت اقتصادی و سیاسی و رسانه‌ای را منحصر به خویش کرده بودند.

 حکومت کسانی که در دوره اخیر ثابت شد اقلیت هستند نتایجی به بار آورد که می‌بینیم. آنها وضع فرهنگی خاصی را در روحیه توده شهرنشین مستقر کردند که مهمترین شاخص آن «تهران» است. مردمانی پرتوقع، زیاده‌خواه و خودبین که بیشترین بودجه عمرانی را به خود اختصاص داده‌اند و در عین حال بیشترین اعتراض را دارند. 5 درصد از مردم که بالغ بر 70 درصد از سرمایه را جذب می‌کنند. افرادی سال گذشته اعتراضات خیابانی را به واسطه تصور پیروزی دنبال کردند که از نقطه نظر آرا در اقلیت بودند. شانتاژ تبلیغی و پراکندن بذر کینه با دروغ و پشت هم‌اندازی از سوی همان اقلیت مدیریت می‌شد. اما حتی حساب بسیاری از همان مردم از اقلیت چسبیده به قدرت جداست.

 اصلاً بعضی از مردم کف خیابان مردمی غیور بودند که رأی خویش را مطالبه می‌کردند. جمعیت آنها کم بود و فریب‌ خورده بودند ولی عدالت را صدا می‌زدند. گویا خون انقلاب در رگ‌های آنها می‌جوشید. منتهی در تعیین مصداق بی‌عدالتی راهی اشتباه می‌پیمودند. رخوت سرمایه‌داران و نفاق اقلیت‌ها اجازه‌ نمی‌داد از برج‌های عاجی بیرون بیایند. پس طبقه متوسط را پیش انداختند تا پشت آنها پنهان شوند. از این رو می‌بایست در تحلیل معترضین درنگ کرد. گفته آنها شعارهایی بود که اقلیت قدرت‌طلب تلقین می‌کرد. اما ناگفته آنها حکایتی قابل تأمل است. آن معترضین نگفتند از وضع اقتصادی وخیمی آزرده هستند که دیکتاتوری اقلیت 16 ساله به بار آورد. از این رو مشکلات را در آینه دولت احمدی‌نژاد می‌دیدند.

 نگفتند از ویژه‌خواری گله‌مند هستند، نگفتند از تبعیض بیزارند، نگفتند از شنیدن حرف‌های پرطمطراق ولی بی‌محتوا خسته شده‌اند. نگفتند از ترجیح سیاسی‌کاری بر کار سیاسی صدمه دیده‌اند... شاید مهمترین وظایف ما احترام و حفظ کرامت معترضین از یکسو و به ذکر درآوردن فکر اصلی آنها از سوی دیگر باشد. اگر امروز ما زبان آنها نشویم چه بسا دستگاه‌ فریب دوباره به کار افتد.دستگاه فریب‌پراکنی اقلیت‌های قدرت‌طلب وانمود می‌کند: دولت، همان قدرت است. اما این وانموده‌ای بیش نیست. مراکز قدرت هنوز در اختیار همان اقلیت است و اگر باز بیشتر بی‌قرار قدرت هستند از سر زیاده‌خواهی است.

مراکز اقتصادی، رسانه‌های زنجیره‌ای و نهادهای سیاسی نظیر «جامعه روحانیت مبارز» و حتی نهادهایی رسمی، چون مجمع تشخیص مصلحت (که بهتر است حکم نظام را از آن حذف کرد)، لایه‌هایی از قوه قضائیه و لایه‌هایی از مجلس که در رأس آن ریاست محترم دکتر علی لاریجانی حضور دارند هنوز در اختیار آنها است. اگر ناگفته‌های معترضین و حتی بغض‌های فروخورده خود را جدی نگیریم هراس آن می‌رود که همان اقلیت بار دیگر به قدرت رسمی دست یابند.

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/01  8:16  توسط مديــر  | 
 

چندی پیش دریابان علی شمخانی وزیر سابق دفاع که به مناسبت سالروز آزادی خرمشهر در برنامه تلویزیونی دیروز امروز فردا حضور یافته بود در خصوص بنی صدر گفت: " بنی‌صدر خائن نبود. این تفاوت نگاه وی در اداره جنگ بود و اندیشه‌ی عمل وی غلط بود اما خیانت نبود.بنی‌صدر می‌خواست با پیروزی در جنگ در میدان جنگ تهران نیز پیروز شود و به هیچ بهایی حاضر نبود جنگ را ببازد و حتی نمی‌خواست پیروزی در جنگ را با هیچ کس شریک شود. او مطمئن بود که پیروز جنگ خواهد بود و امیدوار بود با پیروزی در جنوب در تهران هم پیروز شود که البته این نیت صادق و سالم نبود و روش‌های وی برای جنگ نیز غلط بود که منجر به آن نتایج شد،اما خیانت هرگز و من هیچ‌وقت اینگونه فکر نکرده و نمی‌کنم. "


البته ایشان در مقدمه کتاب حماسه هویزه اضافه نموده است که:
"
من شخصا بعضی از آنچه را که به عنوان ماجرای هویزه نقل می‌شود، قبول ندارم؛ یعنی هرگز هدف بنی صدر شکست عملیات هویزه نبود ...او کسی بود که با بدست آوردن یک پیروزی، می توانست همه مخالفین خود را حذف نماید و مسلم است که هرگز حاضر نبود آگاهانه شکست در یک عملیات را بپذیرد. این نهایت ساد‌ه‌اندیشی است اگر اعلام شود عملیات هویزه، عملیاتی بود که بنی‌صدر در آن خیانت کرده است. بنی‌صدر تمام تدبیر خود را به کار گرفت که عملیات هویزه موفق شود. من خودم در اتاق جنگی که بنی‌صدر در آنجا بود حضور داشتم. "( حماسه هویزه، مقدمه به قلم علی شمخانی، چاپ 1366،صفحه12)


این اتفاق نشان داد که علیرغم گذشت 30بیش از سال از پیروزی انقلاب اسلامی، در بین دوستداران نظام اطلاع و تحلیل یکسانی در مورد وقایع و تحولات این برهه از تاریخ معاصر ایران وجود ندارد و این دشواری کار متولیان تاریخ را در تبیین درست رویدادهای انقلاب اسلامی برای نسل سومی که تنها به واسطه شنیده‌ها و نوشته‌ها با انقلاب ارتباط برقرار کرده‌اند، دو چندان می‌کند.
لذا در این مقاله برآنیم تا برابر اسناد و مدارک، سیری گذرا از اقدامات ابوالحسن بنی‌صدر را از ظهور تا سقوط بررسی نموده و برخی از خیانت های او را قبل ،حین و بعد از جنگ بررسی کنیم:

*
بنی صدر از ظهور تا سقوط

ابوالحسن بنی‌صدر متولد دوم فروردین 1312 در باغچه از توابع همدان دوران تحصیل خود را در همدان و تهران گذراند و دوران طفولیت را تا اخذ دیپلم متوسطه در این شهر سپری نمود. او در خانواده‌ای روحانی بزرگ شده بود و پدرش از جمله روحانیون معروف همدان بود؛ اما به گفته خودش جو موجود در خانواده‌اش فضای ضد آخوندی تمام عیاری داشت. (درس تجربه، ص 43)
این نگاه منفی و بیم داشتن از اجبار پدر برای یادگیری دروس حوزوی باعث شد که وی در عرصه فراگیری علوم جدید از خود تقلایی نشان دهد. در کنار این، از مسائل سیاسی هم غافل نبود و کم و بیش در جریان وقایع و رویدادهای روز قرار می‌گرفت. بنی‌صدر علاقمند به تحصیل در رشته حقوق دانشگاه تهران بود، اما به دلیل نمره صفر او در زبان خارجه، نتوانست در کنکور شرکت کند و ناگزیر به تحصیل در دانشکده معقول و منقول شد. در دوران دانشجویی ابتدا به حزب "زحمتکشان " مظفر بقایی تمایل یافت، اما در جریان کودتای آمریکایی 28 مرداد، جذب جبهه ملی شد. (درس تجربه،ص 57)


ابوالحسن بنی‌صدر پس از گرفتن لیسانس، کار خود را در مؤسسه تحقیقات علوم اجتماعی احسان نراقی آغاز کرد و در همین ایام با دختر همسایه دوران نوجوانی‌اش در همدان ازدواج نمود.
در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت 2 بار بازداشت شد و مدت کوتاهی را در زندان گذراند. ابوالحسن بنی‌صدر پس از سرکوب قیام 15 خرداد 1342 و منحل شدن جبهه ملی دوم، به فرانسه رفت و در آنجا فعالیت‌های خود را تحت عنوان جبهه ملی سوم پی گرفت، اما طولی نکشید که اختلافات شدیدی با کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور پیدا شد و بر اثر بروز این درگیری‌ها، ابتدا جبهه ملی سوم و در پی آن کنفدراسیون متلاشی شد. او که در سالهای اولیه دهه پنجاه از فعالیت‌های سیاسی دور افتاده بود و بعضاً به اتفاق دکتر نقی‌زاده در انگلیس گاهنامه "خبرنامه جبهه ملی " را منتشر می‌ساخت، به مرور به اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا نزدیک شد و دور تازه‌ای در حیات سیاسی بنی‌صدر آغاز شد.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/31  6:29  توسط مديــر  |